داستانک | پرتال سرگرمی
توضیح
داستان آموزنده پسرک واکسی

داستان آموزنده پسرک واکسی

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) داستان زیبای پسرک واکسی   ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس می‌خواهی؟ کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: «بله.» به چابکی یک جفت دمپایی […]

توسط taninweb در تاريخ 22/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان آموزنده پسرک واکسی بسته هستند

ادامه...
داستان زیبای چه كشكی، چه پشمی

داستان زیبای چه كشكی، چه پشمی

مجموعه: داستانهای خواندنی چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می […]

توسط taninweb در تاريخ 22/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان زیبای چه كشكی، چه پشمی بسته هستند

ادامه...
داستان آموزنده ی « قاعده بازی دنیا »

داستان آموزنده ی « قاعده بازی دنیا »

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) در دهکده شیوانا پیرمرد مزرعه‌داری بود که چندین خواهر و برادر داشت، اما از میان آن‌ها بیشتر خواهری را تحویل می‌گرفت که وضع مالی خوبی داشت و همسر و فرزندی نداشت. ازسوی دیگر همسر مزرعه‌دار از اینکه شوهرش همه زمان خود را به خواهرش اختصاص داده […]

توسط taninweb در تاريخ 21/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان آموزنده ی « قاعده بازی دنیا » بسته هستند

ادامه...
داستان آموزنده درخشش کاذب !

داستان آموزنده درخشش کاذب !

مجموعه: داستانهای خواندنی یک روز صبح به همراه یکی از دوستان آرژانتینی ام در بیابان ” موجاوه ” قدم می زدیم که چیزی را دیدیم که در افق می درخشید . هرچند مقصود ما رفتن به یک ” دره ” بود ، برای دیدن آنچه آن درخشش را از خود […]

توسط taninweb در تاريخ 21/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان آموزنده درخشش کاذب ! بسته هستند

ادامه...
داستانک قصاب و سگ باهوش !

داستانک قصاب و سگ باهوش !

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)   قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب […]

توسط taninweb در تاريخ 20/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستانک قصاب و سگ باهوش ! بسته هستند

ادامه...
عجایب هفتگانه (داستانک)

عجایب هفتگانه (داستانک)

مجموعه: داستانهای خواندنی معلمی از دانش‌آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست‌وار بنویسند. دانش‌آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته‌های آنها را جمع‌آوری کرد. با اینكه همه جواب‌ها یکی نبودند اما بیشتر دانش‌آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و… […]

توسط taninweb در تاريخ 20/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای عجایب هفتگانه (داستانک) بسته هستند

ادامه...
داستان خواندنی پسرک و خدمتکار

داستان خواندنی پسرک و خدمتکار

مجموعه: داستانهای خواندنی     در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزنشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.   پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ۵٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد […]

توسط taninweb در تاريخ 18/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان خواندنی پسرک و خدمتکار بسته هستند

ادامه...
داستان مردی که جهنم را خرید!

داستان مردی که جهنم را خرید!

مجموعه: داستانهای خواندنی       در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آنخود می‌کردند.   فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از […]

توسط taninweb در تاريخ 18/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای داستان مردی که جهنم را خرید! بسته هستند

ادامه...
حکایت جالب قضاوت بهلول

حکایت جالب قضاوت بهلول

مجموعه: شهر حکایت هارون الرشید درخواست نمود کسی را برای قضاوت در بغداد انتخاب نمایید اطرافیان او همه با هم گفتند عادل تر از بهلول سراغ نداریم او را انتخاب نمایید خلیفه دستور داد بهلول را نزد او بیاورند بعد از دیدار با بهلول به او پیشنهاد قاضی شدن در […]

توسط taninweb در تاريخ 17/فوریه/2016 دیدگاه‌ها برای حکایت جالب قضاوت بهلول بسته هستند

ادامه...